entgegenspritzen
به سمت کسی پاشیدن، پاشیدن به صورت
Bedeutungen
1
Dativ (به سمت چه کسی/چه چیزی) + Akkusativ (چه چیزی را)
مایعی را به سمت چیزی یا کسی پرتاب کردن یا پاشیدن.
- Er spritzte ihr Wasser ins Gesicht, um sie zu wecken.او برای بیدار کردنش به صورتش آب پاشید.
- Der Gärtner spritzte den Pflanzen Dünger entgegen.باغبان به گیاهان کود پاشید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
مایعی که با فشار یا شدت به سمت چیزی حرکت میکند.
- Das Wasser spritzte aus der kaputten Leitung entgegen.آب از لوله شکسته به بیرون پاشید.
- Die Farbe spritzte aus der Pistole entgegen.رنگ از تفنگ به بیرون پاشید.