entgegenstellen

Aussprache: /ɛntˈɡeːɡn̩ˌʃtɛlən/
Wortzerlegung: ent·ge·gen·stel·len
فعل

ایستادگی/مقاومت کردن (sich)، تقابل دادن/در برابر هم قرار دادن

Bedeutungen

1 sich + Dativ entgegenstellen

ایستادگی کردن، مقاومت نشان دادن یا در برابر کسی/چیزی قد علم کردن

  • Er stellte sich mutig den Angreifern entgegen.او شجاعانه در برابر مهاجمان ایستادگی کرد.
  • Die Bürger stellten sich den neuen Plänen der Regierung entgegen.شهروندان در برابر برنامه‌های جدید دولت مقاومت کردند.
2 Akkusativ + Dativ

دلیل، استدلال یا موضوعی را در تقابل با ادعای طرف مقابل قرار دادن

  • Was können Sie diesen Argumenten entgegenstellen?چه چیزی می‌توانید در برابر این استدلال‌ها ارائه دهید (در تقابل قرار دهید)؟
  • Er stellte seine eigenen Fakten den Behauptungen des Gegners entgegen.او حقایق خود را در مقابل ادعاهای حریف قرار داد.