entgegenstrecken
به سوی کسی/چیزی دراز کردن
Beispiele
- Der Großkanzler ''streckt'' dem Verzweifelten eine schmale, fein geäderte Hand ''entgegen.صدراعظم دستی باریک و ظریف رگهدار را به سوی ناامید دراز میکند.
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را به سمت کسی یا چیزی دراز کردن یا پیش آوردن
- Sie streckte ihm die Hand entgegen.او دستش را به سمت او دراز کرد.
- Der Bettler streckte dem Passanten seine leere Schale entgegen.گدا کاسه خالیاش را به سمت عابر پیاده دراز کرد.