entgegenwerfen

Aussprache: /ɛntˈɡeːɡn̩ˌvɛʁfn̩/
Wortzerlegung: ent·ge·gen·wer·fen
فعل

به سمت کسی پرتاب کردن، پاسخ متقابل دادن (به اتهامات)

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

چیزی یا نگاهی را مستقیماً به سمت کسی پرتاب کردن

  • Er warf dem Angreifer einen schweren Stein entgegen.او سنگ سنگینی به سمت مهاجم پرتاب کرد.
  • Sie warf ihm einen Blick voller Verachtung entgegen.او نگاهی پر از تحقیر به سمت او انداخت.
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

در پاسخ به اتهامات یا سخنان کسی، دلیل یا سخنی را مطرح ساختن (مجازی)

  • Er warf den Vorwürfen eine klare Erklärung entgegen.او در برابر اتهامات، توضیحی شفاف ارائه داد.
  • Sie warf ihm seine eigenen Worte entgegen.او سخنان خودش را بر ضد خودش مطرح ساخت.