entgegenwirken
مقابله کردن، در برابر چیزی عمل کردن
Bedeutungen
1
Dativ
مقابله کردن با چیزی (معمولاً منفی)، خنثی کردن اثر آن
- Man muss der Ausbreitung des Virus aktiv entgegenwirken.باید فعالانه با گسترش ویروس مقابله کرد.
- Diese Maßnahmen sollen dem Klimawandel entgegenwirken.این اقدامات قرار است با تغییرات آب و هوایی مقابله کنند.