entgeistert
مبهوت، شوکه، وحشتزده، گیج و مبهوت
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل شوک، تعجب شدید یا وحشت، گیج، ناتوان از واکنش یا درک وضعیت است.
- Sie stand entgeistert da, als sie die Nachricht vom Unfall hörte.وقتی خبر تصادف را شنید، مبهوت ایستاده بود.
- Die Zuschauer waren entgeistert über die unerwartete Wendung im Spiel.تماشاگران از چرخش غیرمنتظره در بازی شوکه شده بودند.
- Er blickte mich mit entgeisterten Augen an, als ob er mich nicht erkennen würde.او با چشمانی مبهوت به من نگاه کرد، انگار که مرا نمیشناخت.