entgräten

Aussprache: /ɛntˈɡrɛːtn̩/
Worttrennung: ent·grä·ten
فعل

تیغ ماهی را درآوردن، استخوان‌زدایی ماهی

Beispiele

  • Der Fisch ist nicht richtig ''entgrätet.ماهی به درستی تیغ‌گیری نشده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

استخوان‌های ماهی را جدا کردن تا برای مصرف آماده شود.

  • Der Koch entgrätet den frischen Fisch vor der Zubereitung.آشپز ماهی تازه را قبل از آماده‌سازی استخوان‌گیری می‌کند.
  • Es ist wichtig, den Fisch sorgfältig zu entgräten, um Gräten zu vermeiden.مهم است که ماهی را با دقت استخوان‌گیری کرد تا از وجود استخوان جلوگیری شود.