enthärten
نرم کردن (آب)، تلطیف کردن (موضع، استدلال)
Beispiele
- Können Sie seine Argumente ''enthärten?آیا میتوانید استدلالهای او را تلطیف کنید؟
- Wir haben hier sehr hartes Wasser, man muss es ''enthärten.ما اینجا آب بسیار سختی داریم، باید آن را نرم کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را نرمتر کردن، سختی آن را کاهش دادن (مثلاً آب، فلز)
- Man muss das Wasser enthärten, um Kalkablagerungen zu vermeiden.باید آب را سختیزدایی کرد تا از رسوب آهک جلوگیری شود.
- Der Prozess enthärtet das Metall, damit es leichter zu bearbeiten ist.این فرآیند فلز را نرم میکند تا کار با آن آسانتر شود.