enthornten

Aussprache: /ɛntˈhɔʁntən/
Wortzerlegung: enthorn·ten
Konjugierte Form

شاخ‌زدایی کردند/می‌کردند (در گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کندن یا برداشتن شاخ از سر حیوانات، معمولاً در دامپروری برای جلوگیری از آسیب‌رسانی یا سهولت نگهداری.

  • Die Kälber wurden im Alter von drei Monaten enthornt, um Verletzungen im Stall zu vermeiden.گوساله‌ها در سن سه ماهگی شاخ‌زدایی شدند تا از جراحات در طویله جلوگیری شود.
  • Die moderne Landwirtschaft setzt auf das Enthornten von Rindern mittels eines elektrischen Brenners.کشاورزی مدرن بر شاخ‌زدایی گاوها با استفاده از یک دستگاه سوزاننده برقی تکیه دارد.