enthornten
شاخزدایی کردند/میکردند (در گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کندن یا برداشتن شاخ از سر حیوانات، معمولاً در دامپروری برای جلوگیری از آسیبرسانی یا سهولت نگهداری.
- Die Kälber wurden im Alter von drei Monaten enthornt, um Verletzungen im Stall zu vermeiden.گوسالهها در سن سه ماهگی شاخزدایی شدند تا از جراحات در طویله جلوگیری شود.
- Die moderne Landwirtschaft setzt auf das Enthornten von Rindern mittels eines elektrischen Brenners.کشاورزی مدرن بر شاخزدایی گاوها با استفاده از یک دستگاه سوزاننده برقی تکیه دارد.