entjuden
یهودیزدایی کردن (حذف یهودیان از زندگی اجتماعی و اقتصادی و از بین بردن نفوذ یهودی).
Beispiele
- Erklärtes Ziel war es, schnellstmöglich das Wirtschaftsleben zu ''entjuden''.هدف اعلام شده این بود که هرچه سریعتر زندگی اقتصادی را یهودیزدایی کنند.
- Den Juden wurde der Rat gegeben, sich zu ''entjuden'', um vollwertige Bürger zu werden.به یهودیان توصیه شد که برای شهروندان کامل شدن، خود را یهودیزدایی کنند.
- Hierum also keine Sorge; in dieser Beziehung ''entjudet'' sich die Welt sichtlich, wie wir ja auch am Gange der Literaturgeschichte selbst gesehen haben.بنابراین نگران این موضوع نباشید؛ در این زمینه دنیا به وضوح خود را یهودیزدایی میکند، همانطور که خودمان در سیر تاریخ ادبیات دیدیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden)
(تاریخی، تحقیرآمیز) حذف کردن یهودیان یا نفوذ یهودی از چیزی (مثلاً یک نهاد، یک شهر)
- Im Nationalsozialismus versuchte man, die deutsche Kultur zu entjuden.در دوران ناسیونال سوسیالیسم، تلاش میشد فرهنگ آلمانی را یهودیزدایی کنند.
- Die Nationalsozialisten wollten die Gesellschaft von jüdischen Einflüssen entjuden.ناسیونال سوسیالیستها میخواستند جامعه را از نفوذ یهودیان یهودیزدایی کنند.