فعل
استخوان جدا کردن، گوشت را از استخوان جدا کردن
معانی و تعاریف entknochen:
- استخوانها را از گوشت یا ماهی جدا کردن. (معادل entbeinen)
جملات نمونه برای entknochen:
„Einen Lammschlögel entfetten, ''entknochen'' und in kleine Stücke schneiden.“
یک ران گوسفند را چربیزدایی کنید، استخوان آن را جدا کنید و به قطعات کوچک ببرید.
Vor dem Braten sollte man die Keule entknochen.
قبل از کباب کردن باید ران را استخوانزدایی کرد.
Das Entknochen von Wildfleisch ist eine anspruchsvolle Aufgabe.
استخوانزدایی گوشت شکار یک کار چالشبرانگیز است.