فعل
جدا کردن، گسستن، از هم باز کردن (اتصال)
معانی و تعاریف entkoppeln:
- جدا کردن، قطع ارتباط کردن، از هم گسستن (معمولاً در مورد سیستمها، فرآیندها یا اجزا).
جملات نمونه برای entkoppeln:
Wir sollten die Themen Wohnraumbeschaffung und Grundversorgung ''entkoppeln.''
ما باید موضوعات تهیه مسکن و خدمات اولیه را از هم جدا کنیم.
''Entkoppelte'' Netze funktionieren separat von einander.
شبکههای جدا شده به طور جداگانه از یکدیگر کار میکنند.
Man muss die beiden Systeme voneinander entkoppeln.
باید دو سیستم را از یکدیگر جدا کرد.