entkorken
چوبپنبه بطری را درآوردن، بطری را باز کردن (با درآوردن چوبپنبه)
Beispiele
- Würdest du bitte die Weinflasche ''entkorken?لطفاً چوبپنبه بطری شراب را درمیآوری؟
- Der einzige Kellner ''hatte'' eine Flasche Wein gebracht und ''entkorkt.تنها پیشخدمت یک بطری شراب آورده و چوبپنبه آن را درآورده بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چوب پنبه یک بطری را بیرون آوردن، بطری را باز کردن.
- Er entkorkte die Weinflasche für die Gäste.او بطری شراب را برای مهمانان باز کرد.
- Kannst du bitte die Sektflasche entkorken?میتوانی لطفاً بطری شامپاین را باز کنی؟