entkorken

Aussprache: /ɛntˈkɔʁkn̩/
Wortzerlegung: ent·kor·ken
فعل

چوب‌پنبه بطری را درآوردن، بطری را باز کردن (با درآوردن چوب‌پنبه)

Beispiele

  • Würdest du bitte die Weinflasche ''entkorken?لطفاً چوب‌پنبه بطری شراب را درمی‌آوری؟
  • Der einzige Kellner ''hatte'' eine Flasche Wein gebracht und ''entkorkt.تنها پیشخدمت یک بطری شراب آورده و چوب‌پنبه آن را درآورده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چوب پنبه یک بطری را بیرون آوردن، بطری را باز کردن.

  • Er entkorkte die Weinflasche für die Gäste.او بطری شراب را برای مهمانان باز کرد.
  • Kannst du bitte die Sektflasche entkorken?می‌توانی لطفاً بطری شامپاین را باز کنی؟