entkuppeln
جدا کردن، باز کردن اتصال
Beispiele
- Wir ''entkuppeln'' als erstes einmal den Anhänger und das Zugfahrzeug.اول از همه، تریلر و وسیله نقلیه کشنده را جدا میکنیم.
- Das ''Entkuppeln'' der Rangierlok geschieht halbautomatisch.جدا کردن لوکوموتیو مانور به صورت نیمه خودکار انجام میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جدا کردن، از هم باز کردن (معمولاً در مورد وسایل نقلیه یا ماشینآلات که به هم متصل هستند)
- Der Lokführer musste die Waggons entkuppeln.لوکوموتیوران مجبور شد واگنها را جدا کند.
- Er entkuppelte den Anhänger vom Auto.او تریلر را از ماشین جدا کرد.