entlüften
هواگیری کردن، تخلیه هوا کردن
Beispiele
- Heizkörper sollte man zu Beginn der Heizperiode ordentlich ''entlüften.رادیاتورها را باید در ابتدای فصل گرمایش به خوبی ''هواگیری کرد.''.
Bedeutungen
1
Akkusativ
هوا را از سیستمی خارج کردن، هواگیری کردن (مثلاً رادیاتور یا سیستم ترمز).
- Man muss die Heizung regelmäßig entlüften.باید شوفاژ را به طور منظم هواگیری کرد.
- Vor dem Befüllen muss das System entlüftet werden.قبل از پر کردن، سیستم باید هواگیری شود.
2
Akkusativ
هوای اتاقی را تهویه کردن، هوای کهنه را خارج کردن (کمتر از lüften استفاده میشود).
- Es ist wichtig, den Raum regelmäßig zu entlüften.مهم است که اتاق را به طور منظم تهویه کرد.
- Die Küche muss nach dem Kochen entlüftet werden.آشپزخانه باید بعد از پخت و پز تهویه شود.