entlüften

Aussprache: /ɛntˈlʏftn̩/
Worttrennung: ent·lüf·ten
فعل

هواگیری کردن، تخلیه هوا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas entlüften)

هوا را از سیستمی خارج کردن، هواگیری کردن (مثلاً رادیاتور یا سیستم ترمز).

  • Ich muss die Heizung entlüften, sie gluckert.من باید رادیاتور را هواگیری کنم، صدای قل‌قل می‌دهد.
  • Der Mechaniker entlüftet die Bremsen des Autos.مکانیک ترمزهای ماشین را هواگیری می‌کند.
2 Akkusativ (einen Raum entlüften)

هوای اتاقی را تهویه کردن، هوای کهنه را خارج کردن (کمتر از lüften استفاده می‌شود).

  • Bitte entlüften Sie den Raum nach dem Kochen.لطفاً بعد از آشپزی اتاق را تهویه کنید.
  • Das Bad muss regelmäßig entlüftet werden, um Schimmel zu vermeiden.حمام باید به طور منظم تهویه شود تا از کپک زدن جلوگیری شود.