فعل
تخلیه کردن (بار)، تخلیه شدن (انرژی، بار الکتریکی)
معانی و تعاریف entladen:
- بار یا محموله را از وسیله نقلیه خالی کردن
- (مجازی) فشار، عصبانیت یا انرژی انباشته شده را رها کردن یا خالی کردن
جملات نمونه برای entladen:
Rolf soll als erstes den Anhänger ''entladen!''
رولف باید اول از همه تریلر را تخلیه کند!
Mit einem Seufzer ''entlädt'' sich die aufgebaute Spannung.
با یک آه، تنش انباشته شده تخلیه میشود.
Ihr ganzer Frust hat sich dann bei mir ''entladen.''
تمام سرخوردگی او سپس بر سر من خالی شد.