entladenen
تخلیه شده (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تخلیه کردن بار از وسیله نقلیه، یا تخلیه انرژی یا بار روانی از خود.
- Die Arbeiter mussten die schweren Kisten vom Schiff entladen.کارگران مجبور بودند جعبههای سنگین را از کشتی تخلیه کنند.
- Nach einem langen Tag voller Stress musste er sich endlich entladen.پس از یک روز طولانی پر از استرس، او سرانجام نیاز داشت تا خود را تخلیه کند.