entladen
تخلیه کردن (بار)، تخلیه شدن (انرژی، بار الکتریکی)
Beispiele
- Rolf soll als erstes den Anhänger ''entladen!رولف باید اول از همه تریلر را تخلیه کند!
- Mit einem Seufzer ''entlädt'' sich die aufgebaute Spannung.با یک آه، تنش انباشته شده تخلیه میشود.
- Ihr ganzer Frust hat sich dann bei mir ''entladen.تمام سرخوردگی او سپس بر سر من خالی شد.
- Mit Blitz und Donner ''entlud'' sich das Gewitter über der Bucht.با رعد و برق، طوفان بر فراز خلیج تخلیه شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بار یا محموله را از وسیله نقلیه خالی کردن
- Die Arbeiter entladen den Lastwagen am Hafen.کارگران کامیون را در بندر تخلیه میکنند.
- Wir müssen das Schiff noch heute entladen.ما باید کشتی را امروز تخلیه کنیم.
2
sich + Akkusativ (reflexiv) / Akkusativ
(مجازی) فشار، عصبانیت یا انرژی انباشته شده را رها کردن یا خالی کردن
- Er entlud seine Wut an seinem Kollegen.او خشم خود را سر همکارش خالی کرد.
- Der Blitz entlädt sich in der Erde.رعد و برق در زمین تخلیه میشود.