entlanggehen
در امتداد چیزی رفتن
Bedeutungen
1
an + Dativ + entlang / Akkusativ + entlang
قدم زدن یا حرکت کردن به موازات یک مسیر، خیابان، دیوار یا ساحل
- Wir sind den Fluss entlanggegangen.ما در امتداد رودخانه قدم زدیم.
- Sie ging langsam an der Mauer entlang.او به آرامی در طول دیوار راه رفت.