Konjugierte Form
رفتند، عبور کردند (گذشته فعل entlanggehen)
معانی و تعاریف entlanggingen:
- به صورت گذشته، در امتداد یک مسیر، خیابان، رودخانه یا هر خط مشخص دیگری با قدم زدن حرکت کردن.
جملات نمونه برای entlanggingen:
Sie gingen schweigend den Fluss entlang, während die Sonne langsam unterging.
آنها در سکوت در امتداد رودخانه قدم زدند، در حالی که خورشید به آرامی غروب میکرد.
Die Demonstranten zogen friedlich die Hauptstraße entlang, um ihre Forderungen kundzutun.
تظاهرکنندگان به طور مسالمتآمیز در امتداد خیابان اصلی حرکت کردند تا خواستههای خود را اعلام کنند.