entlangrasen
با سرعت بسیار زیاد در مسیری مشخص در یک جهت رانندگی کردن
Beispiele
- Er sollte die Straße ''entlanggerast'' kommen, die Straßensperre sehen und auf eine Mauer zuhalten.او باید با سرعت زیاد از خیابان میآمد، متوجه ایست بازرسی میشد و به سمت دیوار میرفت.
Bedeutungen
1
an + Dativ
با سرعت زیاد در امتداد چیزی حرکت کردن یا از کنار آن عبور کردن (معمولاً با وسیله نقلیه)
- Das Auto raste an uns entlang.ماشین با سرعت از کنار ما گذشت.
- Der Zug raste am Bahnsteig entlang.قطار با سرعت از کنار سکو حرکت کرد.