entlangrasen

Aussprache: /ɛntˈlaŋˌʁaːzn̩/
Wortzerlegung: ent·lang·ra·sen
فعل

با سرعت بسیار زیاد در مسیری مشخص در یک جهت رانندگی کردن

Beispiele

  • Er sollte die Straße ''entlanggerast'' kommen, die Straßensperre sehen und auf eine Mauer zuhalten.او باید با سرعت زیاد از خیابان می‌آمد، متوجه ایست بازرسی می‌شد و به سمت دیوار می‌رفت.

Bedeutungen

1 an + Dativ

با سرعت زیاد در امتداد چیزی حرکت کردن یا از کنار آن عبور کردن (معمولاً با وسیله نقلیه)

  • Das Auto raste an uns entlang.ماشین با سرعت از کنار ما گذشت.
  • Der Zug raste am Bahnsteig entlang.قطار با سرعت از کنار سکو حرکت کرد.