entlangstapfen
با گامهای سنگین در طول چیزی راه رفتن
Beispiele
- Ich war zwar noch nie in Treibsand geraten, trotzdem nahm ich immer einen Stock mit, wenn ich hier ''entlangstapfte''.من هرگز در شن روان گیر نکرده بودم، اما با این حال همیشه وقتی اینجا با گامهای سنگین راه میرفتم، یک چوب با خودم میبردم.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Weg, Straße) / an + Dativ
با قدمهای سنگین و آهسته در امتداد چیزی راه رفتن، معمولاً به دلیل خستگی یا سختی مسیر.
- Sie stapfte müde den langen Weg entlang.او خسته و با قدمهای سنگین در طول مسیر طولانی راه میرفت.
- Wir stapften durch den tiefen Schnee den Berg entlang.ما با قدمهای سنگین از میان برف عمیق در امتداد کوه راه میرفتیم.