فعل
ترخیص کردن، اخراج کردن، اجازه رفتن دادن
معانی و تعاریف entlassen:
- اخراج کردن (از کار)، برکنار کردن.
- مرخص کردن (از بیمارستان، ارتش)، ترخیص کردن.
- آزاد کردن، رها کردن (از زندان، بازداشت).
جملات نمونه برای entlassen:
Die Klassenlehrerin ''entließ'' ihre Schüler heute früher nach Hause.
معلم کلاس، دانشآموزانش را امروز زودتر به خانه روانه کرد.
Er ''entließ'' mich mit der Bitte, morgen um dieselbe Zeit wiederzukommen.
او مرا با این درخواست مرخص کرد که فردا سر همین ساعت برگردم.
Schon drei Tage nach der Operation ''bin'' ich wieder aus dem Krankenhaus ''entlassen worden''.
تنها سه روز پس از عمل جراحی از بیمارستان مرخص شدم.