entlasten

Aussprache: /ɛntˈlastn̩/
Wortzerlegung: ent·las·ten
فعل

سبک کردن، رفع کردن (بار، اتهام)، تخلیه کردن

Beispiele

  • Die Steuererleichterung ''entlastet'' die Budgets der Verbraucher und stärkt die Kauflaune.تخفیف مالیاتی بودجه مصرف‌کنندگان را سبک می‌کند و روحیه خرید را تقویت می‌کند.
  • Die Hindernisläuferin wurde vom Verdacht der Verwicklung in den Dopingskandal ''entlastet''.دونده مانع از اتهام دست داشتن در رسوایی دوپینگ تبرئه شد.
  • Morgen aber muß ich sterben, und darum will ich heute meine Seele ''entlasten''.اما فردا باید بمیرم، بنابراین می‌خواهم امروز روحم را سبک کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بار یا فشار را از روی کسی یا چیزی برداشتن، کمک کردن تا فشار کم شود.

  • Die neue Maschine soll die Mitarbeiter entlasten.ماشین جدید قرار است بار کاری کارمندان را سبک کند.
  • Ich möchte dich bei der Arbeit entlasten.من می‌خواهم در کار به تو کمک کنم (بارت را سبک کنم).
2 Akkusativ / von + Dativ

کسی را از اتهام یا مسئولیت تبرئه کردن یا بی‌گناه دانستن.

  • Neue Beweise konnten den Angeklagten entlasten.مدارک جدید توانستند متهم را تبرئه کنند.
  • Das Gericht hat ihn von allen Vorwürfen entlastet.دادگاه او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.