entlauben

Aussprache: /ɛntˈlaʊ̯bn̩/
Wortzerlegung: ent·lau·ben
فعل

برگ‌زدایی کردن، برگ‌ها را ریختن

Beispiele

  • Der Herbststurm ''entlaubte'' die Bäume vollends.طوفان پاییزی درختان را کاملاً برگ‌زدایی کرد.
  • Im Vietnamkrieg ''entlaubten'' die Amerikaner ganze Wälder.در جنگ ویتنام، آمریکایی‌ها کل جنگل‌ها را برگ‌زدایی کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

برگ‌های یک گیاه یا درخت را از بین بردن یا کندن.

  • Der Sturm hat die Bäume fast vollständig entlaubt.طوفان تقریباً تمام برگ‌های درختان را کند.
  • Im Herbst entlauben sich die Laubbäume.در پاییز درختان برگ‌ریز برگ‌های خود را می‌ریزند.