entlauben
برگزدایی کردن، برگها را ریختن
Beispiele
- Der Herbststurm ''entlaubte'' die Bäume vollends.طوفان پاییزی درختان را کاملاً برگزدایی کرد.
- Im Vietnamkrieg ''entlaubten'' die Amerikaner ganze Wälder.در جنگ ویتنام، آمریکاییها کل جنگلها را برگزدایی کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برگهای یک گیاه یا درخت را از بین بردن یا کندن.
- Der Sturm hat die Bäume fast vollständig entlaubt.طوفان تقریباً تمام برگهای درختان را کند.
- Im Herbst entlauben sich die Laubbäume.در پاییز درختان برگریز برگهای خود را میریزند.