entlausen
شپشزدایی کردن، از شپش پاک کردن
Beispiele
- Im Lazarett wurden wir als erstes ''entlaust.در بیمارستان صحرایی، اول از همه ما را شپشزدایی کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شپشها را از سر، بدن یا لباس کسی یا حیوانی پاک کردن.
- Der Tierarzt musste den Hund entlausen.دامپزشک مجبور شد سگ را شپشزدایی کند.
- Nach dem Krieg mussten viele Menschen entlaust werden.پس از جنگ، بسیاری از مردم مجبور به شپشزدایی شدند.