فعل
خلاص شدن از شر، رها کردن
معانی و تعاریف entledigen:
- از شر چیزی خلاص شدن، چیزی را دور انداختن یا از خود جدا کردن (به صورت انعکاسی).
- کسی را از وظیفهای معاف کردن یا رها کردن (به صورت متعدی).
جملات نمونه برای entledigen:
Er ''entledigte'' sich seiner Kleidung.
او از لباسهایش خلاص شد.
Es ist wichtig, sich seines Ballasts zu ''entledigen.''
خلاص شدن از بار اضافی مهم است.
Er entledigte sich seiner alten Kleider.
او از شر لباسهای کهنهاش خلاص شد.