فعل
جان خود را گرفتن، خودکشی کردن؛ (در معنای قدیمیتر) کشتن، از پا درآوردن
معانی و تعاریف entleiben:
- جان کسی را گرفتن، کشتن (واژهای ادبی و قدیمی)
- خودکشی کردن، جان خود را گرفتن (به صورت انعکاسی)
جملات نمونه برای entleiben:
Sie zogen dem ''entleibten'' Hauptmann den Pfeil aus der Stirn.
از سرِ کاپیتانِ "کشته شده" تیر را بیرون کشیدند.
Mit dem Schwert ''entleibte'' sie sich vor den Augen des Geliebten.
او در مقابل چشمان معشوقش با شمشیر جان خود را گرفت.
Der Mörder entleibte sein Opfer auf grausame Weise.
قاتل قربانی خود را به طرز وحشیانهای کشت.