entlassen
اخراج کردن، مرخص کردن، آزاد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کارمندی را از شغلش برکنار یا اخراج کردن
- Die Firma musste wegen der Krise hunderte Mitarbeiter entlassen.شرکت به دلیل بحران مجبور شد صدها کارمند را اخراج کند.
- Er wurde wegen eines schweren Fehlers fristlos entlassen.او به دلیل خطایی بزرگ بدون اخطار قبلی اخراج شد.
2
Akkusativ + aus + Dativ
بیمار را از بیمارستان یا فرد را از خدمت ارتش مرخص کردن
- Der Patient wurde gestern aus dem Krankenhaus entlassen.بیمار دیروز از بیمارستان مرخص شد.
- Nach zweijährigem Dienst wurde er aus der Armee entlassen.پس از دو سال خدمت، او از ارتش مرخص شد.
3
Akkusativ + aus + Dativ
زندانی یا بازداشتشدهای را از بازداشتگاه یا زندان آزاد کردن
- Der Gefangene wurde vorzeitig wegen guter Führung entlassen.زندانی پیش از موعد به دلیل رفتار خوب آزاد شد.
- Die Polizei musste den Verdächtigen aus der Haft entlassen.پلیس مجبور شد مظنون را از بازداشت آزاد کند.