entlieben
دل کندن، از عشق دست کشیدن، احساس علاقه را از دست دادن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) von + Dativ entlieben / sich entlieben
احساس عشق و علاقه نسبت به فردی را به مرور یا عمداً از دست دادن و دل کندن
- Nach vielen Jahren Ehe entliebte sie sich von ihm.پس از سالها زندگی مشترک، عشق او از دلش رفت.
- Ich versuche, mich so schnell wie möglich zu entlieben.من سعی میکنم هرچه سریعتر از او دل بکنم.