entlaufen
فرار کردن حیوان، از دست رفتن فرصت
Bedeutungen
1
Dativ
فرار کردن و گریختن حیوان یا شخص از دست کسی یا از یک مکان
- Der Hund ist seinem Besitzer entlaufen.سگ از صاحبش فرار کرده است.
- Ein Gefangener ist dem Gefängnis entlaufen.یک زندانی از زندان فرار کرده است.
2
Dativ
از دست رفتن موقعیت یا فرصت خوب
- Ihm ist die Gelegenheit entlaufen.فرصت از دست او خارج شد.
- Lass dir diese Chance nicht entlaufen!نگذار این شانس از دستت برود!