entlohnen
دستمزد دادن، حقوق دادن، پاداش دادن
Beispiele
- Der normale Verleger ''entlohnt'' seine Autoren, Redakteure und Korrektoren.ناشر معمولی به نویسندگان، ویراستاران و مصححان خود دستمزد میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پاداش دادن، دستمزد دادن، جبران کردن (برای کار یا خدمات)
- Die Firma entlohnt ihre Mitarbeiter fair.شرکت به کارکنان خود منصفانه دستمزد میدهد.
- Seine Mühe wurde reichlich entlohnt.تلاش او به خوبی جبران شد.