entmüllen
پاکسازی زباله، تمیز کردن از زباله
Beispiele
- Eine chinesische Recycling-Rakete soll den Weltraum ''entmüllen''.یک موشک بازیافتی چینی قرار است فضا را از زباله پاک کند.
- Die Festplatte im Kopf ''entmüllen'' und ne frische Denke hoch laden!!هارد دیسک مغز را پاکسازی کن و یک تفکر تازه بارگذاری کن!!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از زباله و آشغال پاکسازی کردن، تمیز کردن
- Wir müssen den Keller dringend entmüllen.ما باید فوراً زیرزمین را از زباله پاکسازی کنیم.
- Die Stadt hat eine Kampagne gestartet, um die Parks zu entmüllen.شهر کمپینی را برای پاکسازی پارکها از زباله آغاز کرده است.