entmasten
دکل را کندن، بدون دکل کردن
Beispiele
- Der ungeheure Sturm ''entmastete'' die meisten Schiffe der Flotte.طوفان عظیم دکل بیشتر کشتیهای ناوگان را کند.
- Der Admiral ließ das Schiff ''entmasten'' und nach Toulon transportieren.دریاسالار دستور داد کشتی را بدون دکل کنند و به تولون منتقل کنند.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
دکل کشتی را برداشتن یا از دست دادن (مثلاً در طوفان)
- Das Schiff wurde im Sturm entmastet.کشتی در طوفان دکل خود را از دست داد.
- Für Reparaturen muss das Segelboot entmastet werden.برای تعمیرات، قایق بادبانی باید دکلبرداری شود.