entmasten

Aussprache: /ɛntˈmastn̩/
Wortzerlegung: ent·mas·ten
فعل

دکل را کندن، بدون دکل کردن

Beispiele

  • Der ungeheure Sturm ''entmastete'' die meisten Schiffe der Flotte.طوفان عظیم دکل بیشتر کشتی‌های ناوگان را کند.
  • Der Admiral ließ das Schiff ''entmasten'' und nach Toulon transportieren.دریاسالار دستور داد کشتی را بدون دکل کنند و به تولون منتقل کنند.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

دکل کشتی را برداشتن یا از دست دادن (مثلاً در طوفان)

  • Das Schiff wurde im Sturm entmastet.کشتی در طوفان دکل خود را از دست داد.
  • Für Reparaturen muss das Segelboot entmastet werden.برای تعمیرات، قایق بادبانی باید دکل‌برداری شود.