فعل
بیدزدایی کردن، پاک کردن از بید؛ احیا کردن، نوسازی کردن (یک ایده یا فرآیند)
معانی و تعاریف entmotten:
- چیزی را که مدتها در انبار یا کمد بوده و استفاده نشده، دوباره بیرون آوردن و به کار گرفتن
جملات نمونه برای entmotten:
Das Mehllager wurde regelmäßig mit Blausäure ''entmottet.''
انبار آرد به طور منظم با سیانور بیدزدایی میشد.
Hier ist eindeutig eine Verjüngungskur nötig, das ganze Verfahren von der Anmeldung bis zur Prüfung müsste ''entmottet'' werden.
اینجا به وضوح نیاز به یک دوره جوانسازی است، کل فرآیند از ثبت نام تا بررسی باید نوسازی شود.
Die Lastkraftwagen wurden damals im Tunnel eingemottet und stehen da noch, wahrscheinlich so lange, bis sie mal jemand wieder ''entmottet.''
کامیونها در آن زمان در تونل انبار شده بودند و هنوز آنجا هستند، احتمالاً تا زمانی که کسی دوباره آنها را از انبار خارج کند.