entmutigten
دلسرد شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
روحیه، اعتماد به نفس یا امید کسی را به شدت کاهش دادن؛ باعث ناامیدی و دلسردی عمیق شدن.
- Die ständigen Rückschläge entmutigten ihn, seine ambitionierten Pläne weiterzuverfolgen.شکستهای مداوم او را از پیگیری طرحهای بلندپروازانهاش دلسرد کرد.
- Die negativen Kommentare der Kritiker entmutigten die junge Künstlerin zutiefst.نظرات منفی منتقدان، هنرمند جوان را عمیقاً مأیوس کرد.