entmythisieren
افسانهزدایی کردن، واقعبینانه کردن
Beispiele
- Es geht also darum, die Vorstellungen von einer Hinterwelt und einer Innenwelt, negativ gesagt, zu ''entmythisieren'' oder entmystifizieren, positiv gesagt: zu verweltlichen und in ihren logischen Hintergründen zu verstehen.بنابراین، هدف این است که تصورات مربوط به دنیای دیگر و دنیای درون را، به بیان منفی، افسانهزدایی کنیم یا از افسانه خارج کنیم، به بیان مثبت: دنیوی کنیم و در پسزمینههای منطقی آنها درک کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از حالت اسطوره یا افسانه خارج کردن، واقعیت آن را آشکار کردن
- Die moderne Forschung versucht, alte Mythen zu entmythisieren.تحقیقات مدرن تلاش میکند اسطورههای قدیمی را اسطورهزدایی کند.
- Sein Ziel war es, die Figur des Helden zu entmythisieren und menschlicher darzustellen.هدف او اسطورهزدایی از شخصیت قهرمان و نمایش او به شکلی انسانیتر بود.