entnehmen
برداشتن، استخراج کردن، استنباط کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus/von + Dativ
برداشتن یا بیرون کشیدن چیزی از یک مکان، ظرف یا مجموعه؛ نمونهبرداری کردن.
- Er entnahm der Schublade einen Stapel Papiere.او دستهای کاغذ از کشو برداشت.
- Die Krankenschwester entnahm dem Patienten Blut für die Untersuchung.پرستار برای آزمایش از بیمار خون گرفت.
2
Akkusativ + aus + Dativ
استنباط کردن، نتیجهگیری کردن یا فهمیدن چیزی از یک متن، گفته یا موقعیت.
- Aus seinen Worten konnte man seine Enttäuschung entnehmen.از حرفهایش میشد ناامیدی او را استنباط کرد.
- Wir entnahmen dem Bericht, dass die Umsätze gestiegen waren.ما از گزارش استنباط کردیم که درآمدها افزایش یافته بود.