entnehmen
برداشتن، استخراج کردن، استنباط کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus/von + Dativ
چیزی را از جایی بیرون آوردن، برداشتن یا نمونهبرداری کردن (پول، شیء، نمونه خون)
- Ich habe Geld vom Automaten entnommen.من از دستگاه پول برداشت کردم.
- Der Arzt hat dem Patienten eine Blutprobe entnommen.پزشک از بیمار نمونه خون گرفت.
2
Akkusativ + aus + Dativ
از اطلاعات یا گفتهها نتیجهگیری و استنباط کردن
- Aus seinen Worten konnte ich entnehmen, dass er nicht einverstanden war.از حرفهایش توانستم استنباط کنم که او موافق نبود.
- Den Informationen entnehmen wir, dass die Lage ernst ist.از اطلاعات نتیجه میگیریم که وضعیت جدی است.