entraten

Aussprache: /ɛntˈraːtn̩/
Worttrennung: ent·ra·ten
فعل

صرف نظر کردن از، بی‌نیاز شدن از، از عهده چیزی برآمدن

Bedeutungen

1 Genitiv (seltener Dativ)

بدون چیزی بودن، از چیزی محروم بودن یا توانایی انجام کاری را نداشتن (قدیمی یا رسمی).

  • Er enträt jeder Hilfe und muss alles allein schaffen.او از هر کمکی محروم است و باید همه چیز را به تنهایی انجام دهد.
  • Sie enträt der Möglichkeit, ihre Meinung zu äußern.او از این فرصت که نظرش را بیان کند، محروم بود.