entrümpeln

Aussprache: /ɛntˈrʏmpl̩n/
Worttrennung: ent·rüm·peln
فعل

خلاص شدن از شر وسایل کهنه و اضافی، نظافت و مرتب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas entrümpeln)

یک اتاق، خانه، گاراژ یا کمد را از وسایل اضافی، قدیمی، شکسته یا بی‌مصرف پاک کردن و مرتب کردن.

  • Wir müssen endlich den Dachboden entrümpeln und Platz schaffen.ما باید بالاخره اتاق زیر شیروانی را از وسایل اضافی پاک کنیم و جا باز کنیم.
  • Nach dem Umzug hat sie ihre alte Wohnung komplett entrümpelt.بعد از اسباب‌کشی، او آپارتمان قدیمی‌اش را کاملاً از وسایل اضافی پاک کرد.