entreißen
به زور گرفتن، قاپیدن؛ ربودن
Bedeutungen
1
jmdm. (Dativ) etw. (Akkusativ)
چیزی را به سرعت و با زور از دست کسی یا از جایی گرفتن، ربودن.
- Der Dieb entriss der Frau die Handtasche.دزد کیف دستی زن را قاپید.
- Er entriss dem Kind das Spielzeug.او اسباببازی را از دست کودک به زور گرفت.