entreissen

Aussprache: /ɛntˈʁaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: ent·reis·sen
Wort

به زور گرفتن، قاپیدن؛ (مجازاً) محروم کردن، ربودن (املای قدیمی یا جایگزین entreißen)

Bedeutungen

1 Akkusativ (چیزی که ربوده می‌شود) + Dativ (از کسی)

چیزی را با خشونت، قاطعیت یا به زور از دست کسی یا از موقعیتی خارج کردن؛ ربودن. (این فعل شکل قدیمی‌تر یا کمتر رایج 'entreißen' است و معنای یکسانی دارد)

  • Mit letzter Kraft entriss er dem Angreifer das Messer.او با آخرین توانش چاقو را از دست مهاجم ربود.
  • Die Natur entreißt dem Menschen oft mit brutaler Gewalt, was er sich mühsam aufgebaut hat.طبیعت اغلب با خشونت بی‌رحمانه آنچه را که انسان با زحمت ساخته است، از او می‌رباید.