entreissen
به زور گرفتن، قاپیدن؛ (مجازاً) محروم کردن، ربودن (املای قدیمی یا جایگزین entreißen)
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی که ربوده میشود) + Dativ (از کسی)
چیزی را با خشونت، قاطعیت یا به زور از دست کسی یا از موقعیتی خارج کردن؛ ربودن. (این فعل شکل قدیمیتر یا کمتر رایج 'entreißen' است و معنای یکسانی دارد)
- Mit letzter Kraft entriss er dem Angreifer das Messer.او با آخرین توانش چاقو را از دست مهاجم ربود.
- Die Natur entreißt dem Menschen oft mit brutaler Gewalt, was er sich mühsam aufgebaut hat.طبیعت اغلب با خشونت بیرحمانه آنچه را که انسان با زحمت ساخته است، از او میرباید.