entrinden
پوست درخت را کندن، پوست نان را جدا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوست کندن (درخت)، پوستبرداری کردن
- Die Arbeiter entrinden die gefällten Bäume.کارگران پوست درختان قطع شده را میکنند.
- Für die weitere Verarbeitung muss das Holz entrindet werden.برای پردازش بیشتر، چوب باید پوستبرداری شود.