entrippten

Aussprache: /ɛntˈʁɪptn̩/
Wortzerlegung: ent·ripp·ten
Deklinierte Form

جدا کردن جوانه یا برگ جوان

Bedeutungen

1 Akkusativ

جدا کردن دنده‌ها از گوشت یا ماهی، یا جدا کردن رگبرگ اصلی از برگ گیاهان (مانند برگ کلم یا اسفناج) برای سهولت در پخت و پز یا مصرف.

  • Der Koch entrippte die Kohlblätter sorgfältig, bevor er sie zu Rouladen verarbeitete.آشپز برگ‌های کلم را با دقت جدا کرد قبل از اینکه آن‌ها را به رولاد تبدیل کند.
  • Beim Entrippen des Fisches muss man darauf achten, die Gräten nicht zu beschädigen.هنگام جدا کردن دنده از ماهی، باید مراقب بود که استخوان‌ها آسیب نبینند.