فعل
باز کردن (چیزی که لوله شده)، آشکار شدن تدریجی
معانی و تعاریف entrollen:
- چیزی را که رول شده یا پیچیده شده است، باز کردن یا پهن کردن
- خود به خود باز شدن یا پهن شدن (به صورت انعکاسی)
جملات نمونه برای entrollen:
Vorsichtig ''entrollte'' Tina das brüchige Pergament.
تینا با احتیاط طومار شکننده را باز کرد.
„Soldaten ''entrollten'' Stacheldraht entlang der Straße.“
"سربازان سیم خاردار را در امتداد جاده باز کردند."
Sie entrollte die Karte, um den Weg zu finden.
او نقشه را باز کرد تا مسیر را پیدا کند.