entrollen

Aussprache: /ɛntˈʁɔlən/
Wortzerlegung: ent·rol·len
فعل

باز کردن (چیزی که لوله شده)، آشکار شدن تدریجی

Beispiele

  • Vorsichtig ''entrollte'' Tina das brüchige Pergament.تینا با احتیاط طومار شکننده را باز کرد.
  • Soldaten ''entrollten'' Stacheldraht entlang der Straße.سربازان سیم خاردار را در امتداد جاده باز کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که رول شده یا پیچیده شده است، باز کردن یا پهن کردن

  • Sie entrollte die Karte, um den Weg zu finden.او نقشه را باز کرد تا مسیر را پیدا کند.
  • Der Teppich wurde vorsichtig entrollt.فرش با دقت باز شد.
2 sich

خود به خود باز شدن یا پهن شدن (به صورت انعکاسی)

  • Das Banner entrollte sich im Wind.بنر در باد باز شد.
  • Die Geschichte entrollte sich langsam vor unseren Augen.داستان به آرامی در برابر چشمان ما آشکار شد.