Wort
خشمگین کردن، برانگیختن خشم
معانی و تعاریف entrussten:
- پاک کردن زنگ یا اکسید از سطح فلزات با استفاده از روشهای شیمیایی، مکانیکی یا الکتریکی.
جملات نمونه برای entrussten:
Die Restauratoren entrusteten die antiken Artefakte vorsichtig, um ihre ursprüngliche Oberfläche freizulegen.
مرمتگران آثار باستانی را با دقت زنگار زدایی کردند تا سطح اصلی آنها را نمایان سازند.
Um Korrosion zu verhindern, muss man Metallteile regelmäßig entrusten und konservieren.
برای جلوگیری از خوردگی، باید قطعات فلزی را به طور منظم زنگار زدایی و نگهداری کرد.